?ـ روش کوزه ايي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي
نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه .
?ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن ميکني شکلات بين مردم تقسيم ميکني تا مرد آرزوهات بياد.
نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين .
?ـ روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتي ميتوني خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بزاري همچين محکم ميپري تو بغلش و بهش مي چسبي که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتيجه گيري : با تشکر از کليه سوسک هاي محترم مقيم مرکز و حومه .
?ـ روش تيپ : انواع تيپ هاي مختلف روي خودت پياده ميکني بيست و دو کيلو لوازم آرايش روي خودت خالي ميکني و سعي ميکني تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوري که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خيابون مي ايستي تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروي چندين و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفه !
? ـ روش خر خوني : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشي بلاخره تو کل سال هاي مدرسه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشي .
نتيجه گيري : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين.
? ـ روش مايه داري : با دوستان توي انواع پارتي هاي شبانه و پيست هاي اسکي و باشگاه هاي بيليارد و بولينگ هر کوفت و زهر مار ديگري که ميتوني شرکت ميکني و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز هاي ديگه .
نتيجه گيري : سعي کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين.
?ـ روش مذهبي : توي انواع مجالس مختلف مذهبي شرکت ميکني توي هيچ چيز کم نمي آري جايي نيست که مراسمي باشه و تو اونجا نباشي تا بلاخره يه شوهر گيرت بياد .
نتيجه گيري : التماس دعا خواهر .
? ـ روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداري و اسم تمام پسرهاي فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش مي نويسي بعد شروع به بررسي و تفکيک ميکني و اونهايي که شرايط را دارن رو انتخاب ميکني و يه برنامه ريزي براي عمليات تاکتيکي که بلاخره يه کدوم رو خفت کني .
نتيجه گيري : مي تونين روي يه بچه پنج ساله براي بيست سال آينده برنامه بريزين
داروسازه ميگه واسه چي سيانور ميخواي؟
خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه.
چشمهاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه، خانوم من نميتونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان را بكُشيد! اين بر خلاف قواننيه! من مجوز كارم را از دست خواهم داد... هردوي ما را زنداني خواهندكرد و ديگه بدتر از اين نميشه! نه خانوم، نـــه! شما حق نداريد سيانور داشته باشيد و حداقل من به شما سيانور نخواهم داد.
بعد از اين حرف خانومه دستش رو ميبره داخل كيفش و از اون يه عكس مياره بيرون؛ عكسي كه در اون شوهرش و زن داروسازه توي يه رستوران داشتند شام ميخوردند.
داروسازه به عكسه نيگاه ميكنه و ميگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بوديد كه نسخه داريد؟؟!!
نتيجهي اخلاقي: وقتي به داروخانه ميرويد، اول نسخهي خود را نشان بدهيد
يه بنده خدايي افتاد تو جزيره آدم خورها و ادم خورها دوره اش كرده بودند به سمتش مي امدند
بنده خوب خدا با دل شكسته رو به سوي آسمان كرد و گفت
بار پروردگارا مي بيني كه چگونه بدبخت شده م
از آسمان ندايي بصورت صداي اكو امد كه
بنده عزيز من نه تو هنوز بدبخت نشدي تو هنوز مرا داري
به زير پايت نگاه كن در زير ماسه نره سنگي سياه مي يابي
انرا بردار و به سوي رئيس قبيله ادم خورها بينداز
بنده خوب خدا دولا شد و ماسه ها رو زد كنار و ديد آره يه سنگ سياه اونجاست
سر بالا كرد و گفت
پروردگارا من نشانه گيري بلد نيستم مي ترسم به خطا بزنم مي بني كه من چه بدبخت شده ام
دوباره از آسمان ندا امد كه نه بنده عزيزم تو هنوز بدبخت نشده اي
تو سنگ را بينداز من فرشتها را به ياريت خواهم فرستاد
بنده خدا سنگ رو انداخت و صاف خورد تو سر رئيس قبيله و رئيس افتاد و درجا مرد
و بعد صدايي از فراز ابرها در تمامي اسمان طنين انداخت كه
بنده عزيز من
تو حالا بدبخت شدي
حالا !!
خيلي تو خودش بود، آخرش دلم را زدم به دريا و گفتم: تو هيچ عاشق شدي؟
گفت: آره.
گفتم: چند بار؟
گفت: خيلي. گفتم: مگر سر مي بري؟
گفت: يكبار.
گفتم: چه حسي داشتي؟
گفت: عشق حس نيست، باوره، مكتبه، بودنه.
گفتم: اينا را كه گفتي يعني چي؟
گفت: تا حالا سوار قطار شدي؟
_ آره.
_ ديدي يكي ترمز قطار را بكشد؟
_ آره.
_ به اون ميگن عشق!
گفتم: يعني عشق ترمز قطاره؟ گفت: نه بابا! تو چقدر پرتي، يه جور گير كردنه.
گفتم: يعني آدم به هر چيزي گير بكند عاشق شده؟
گفت: ببين! اصلاً قطار و گير كردنو ول كن، ببين عشق يه لحظه واقعاً نابه، كه تو زندگي هر كسي در يك لحظه ي خاص پيش مي آيد مثلاً همين ازدواج، ديدي بعضي ها مي گويند: طرف را ديدم يك دل نه صد دل عاشقش شدم.
_ خب منظور؟
_ ببين وقتي آدم عاشق مي شه قلبش يا كند يا مي ايسته، صداش در نمياد، چشماش مي خواد از حدقه بيرون بزند و ...
گفتم: يعني وقتي آدم اينطوري بشه، عاشق شده؟
با بي حوصلگي گفت: آره.
آن شب سر ميز غذا وقتي غذا تو گلويم گير كرد و بسوي دستشويي دويدم، وقتي خودم را در آينه ديدم فهميدم عاشق شدم. به خودم گفتم: بعضي ها عجب بد سليقه اند، به چي ميگن عشق؟
از مخاطبان عزیز تقاضا می شود چنانچه گوسفندی مناسب سراغ دارند معرفی نمایند![]()
راستی بله برون را متجرمان چه می گویند؟... Yes-Out ؟!
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقيت نيز حضور دارد
رفتیم مسجد محل ، مامان میگفت هوا سرد هست و من سرما میخورم نمی خواست باهاش برم میگفت تو خونه احیا نگه دار
اما من رفتم، می خواستم هر طور که شده برم دعا کنم ، گریه کنم ، میخواستم هر وری که شده صدام و به گوش خدا برسونم
رفتم
گریه کردم
نمی دونم به گوش خدا رسید یا نه اما من کلی سبک شدم...!
همون موقع عهد کردم تا سال بعد کمی توشه گناهم و کمی سبکتر نگه دارم
حالا یه سال میگذره ، راستی کوله بارم گناهم خیلی سنگین هست ، کلافه هم هستم × یه جایی میخوام بازم گریه کنم ، میخوام سبک شم ، اما...
نمی دونم خدا انگار باهام قهر کرده
خدایا بازم توبه شکستم؟
مگه نگفته بودی صد بار اگر توبه شکستی بازا
ببینم میخوام بیام اما...
اما روم نمی شه ، قسمتم نمیشه ، اشکام انگار خشکیدن
احساس میکنم خدا صدام و نمی شنوه
یا نه من صداش نکردم
مثل قبلها صداش نکردم ![]()
خدایا چرا من اینجوری شدم
داره از خودم بدم میاد
خدایا کمکم کن
امشب شب آخر هست ، می خوام امشب صدام و بشنوی
خدایا اگر گناهانم را به رخم بکشی، من هم عفو و بخششت را به رخت میکشانم
اما هیچ وقت پس نزده بود تلاش کرده بود و برای ممون برای ایرانمون افتخار اورده بود
نمی خوام از خوبهاش بگم یا تعریفش کنم چون میدونم هر چی بگم نمی تونم خوب توصیفش کنم
فقط اینکه علیرضا (دیاکو) دیگه بین ما نیست
اما امیدوارم روح پاکش همیشه دعا گوی ما باشه
روحش شاد![]()
شب احیا شب قبول شدن همه دعا هاست ، یلدای عشق هست ، دستها رو ب سمت خدا میکنم ، حقیرتر از آنم که حرفی بزنم فقط میگم:
خدایا
العفو
از همتون التماس دعا داریم
آیهان ـمهر
نامه اي به پدر!
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
چگونه حال وبلاگ نویسان را بگیریم !
الف – تبادل لینک :
1 – به وبلاگ های مختلف سر بزنید و بهشون بگید لینکتون را بذارند و بعد به شما خبر بدند تا لینکشون را بذارید . اونوقت اگر کسی لینکتون را گذاشت و بهتون خبر داد شما لینکش را نذارید تا هی بیاد بگه پس چرا لینک من را نمیذاری !
2 – بازم مثل قبلی لینکتون را که گذاشتند و به شما خبر داد شما لینکش را بذارید ولی به جای آدرس وبلاگ اون آدرس وبلاگ خودتون را بنویسد . این کار باعث میشه هرکس روی اون لینک کلیک کرد به وبلاگتون برگرده و آمارتون بالا بره و تازه مهمتر اینه که آمار اون بالا نمیره . من بهتون قول میدم که 90 درصد افراد امتحان نمی کنند ببینند که آیا واقعا به اونا لینک دادید یا نه و فقط به دیدن عنوان لینکشون اکتفا می کنند .
3 – این بار اگر کسی به شما گفت لینک من را با عنوان فلان بذار شما با یه چیز دیگه بذارید تا اعصابش خورد بشه . مثلا اگه گفت با عنوان جوک و اس ام اس بذارید شما با عنوان آف و جک بذارید !
4 – لینک طرف را بذارید ولی بعد از یه مدت پاکش کنید .
ب – دزدی مطالب :
1 – اگر از یه وبلاگ دیدن کردید و واقعا وبلاگ توپی بود یه وبلاگ با اسمی مشابه همون درست کنید ( مثلا به همون اسم یه 2007 اضافه کنید ) و بعد همه ی مطالب اون وبلاگ را توش کپی کنید و اگر تونستید از قالب وبلاگ اونم استفاده کنید که دیگه چه بهتر و برید برای صاحب اون وبلاگ نظر بدید که خوشحال میشم از وبلاگ من دیدن کنید و نظرتون را راجع به وبلاگم بگید !
2 – هرگز ذکر منبع نکنید و بگید گور بابای کپی رایت !
ج – نظر بدید :
1 – به وبلاگ های مختلف برید و نظرات مخرب بدید ! توهین نکنید بلکه بنویسید که مطالبت خیلی مسخره یا تکراری هستند و آخه اینم قالبه تو داری و آمارتم که نصف آمار من نیست و ... لطفا نه ایمیلتون را بنویسید نه آدرس وبلاگتون چون اون طوری طرف نمیتونه جواب بده و حسابی حالش گرفته میشه .
2 – طرف را بذارید سرکار و مثلا بگید عکس های وبلاگت باز نمیشه و من خیلی مشتاقم که ببینمشون اگر میشه روی یک سرور دیگه هم این ها را آپلود کن !
3 – این یکی دیگه آخره بی شرمیه ! برای وبلاگ ها فحش و بد و بیراه بنویسید البته با اسم و آدرس وبلاگ یک نفر دیگه ! فراموش نکنید که بعدا برید و شاهد دعواشون باشید و ببینید توی نظراتشون به هم دیگه چه چیزا که نمی گند .
ه – نظر ندید :
1 – در رابطه با هیچ مسئله ای نظر ندید حتی اگر از اون آدمایی هستید که اگه نظر ندند میمیرند !
2 – اکیدا در هیچ نظرسنجی شرکت نکنید !
مسخره ترین قوانین جهان
یه سری از مسخره ترین قوانین جهان رو براتون گذاشتم.بخونبن و از خنده بمیرین
1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
3. ؟؟؟!
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است
ابتدا به این داستان واقعی توجه کنید! :
Ernesto Londoño ، خبرنگار واشنگتن پست ، پس از یک دوچرخه سواری طولانی به خانه برمیگردد و شروع میکند به شستن دست و رویش ، اما از آنجایی که کیف وسایل همراهش را بدجایی قرار بود ، ناگهان در چند لحظه کیف میگردد و گوشی BlachBerry نازنین 450 دلاریش در درون توالت می افتد! پس از اینکه از شوک حادثه خارج میشود ، سریع گوشی را از آب خارج میکند ، باتری گوشی را در می آورد و شروع به خشک کردن گوشی با سشوار میکند! اما پس از اندکی هنگامی که میبینید این روش موثر نیست و گوشی نیز وارد حالت کما شده است ، به یکی از دوستانش که در این زمینه تخصص داشته تماس میگیرد و از او کمک میخواهد. دوست عزیز هم در پاسخ او میگوید که گوشی را در یک ظرف پر از برنج نپخته بگذارد! بله! برنج نپخته! همگی ما دیده ایم که برنج خاصیت جذب رطوبت دارد و با اصول خیس کردن برنج هم آشنا هستیم (ترفندستان) ولی این نکته دیگر واقعأ ظریف است! سر انجام پس از اینکه گوشی یک روز در داخل ظرف برنج می ماند ، کاملأ سالم و مانند روز اولش میشود و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده میگردد.
این جناب خبرنگار هم تجربه گرانقیمتش را در واشنگتن پست برای عموم نوشته است ، البته آن دوستی که این روش را برای او توضیح داده است نامش فاش نشده چرا که ظاهرأ وی برای یکی از شرکتهای گارانتی یا مشابه آن کار میکند و فاش شدن نامش برای او دردسر ساز خواهد بود.
اما در این زمینه میتوان عمل دیگری را نیز صورت داد:
گوشی که یک حمام اجباری کرده است را بهتر است اول خاموش کرده سپس باطری آن را خارج نموده تا جایی که امکانش هست گوشی را با کاغذها و دستمالهایی که آب جمع می کنند خشک کرده و بعد در الکل برای مدت کوتاهی بخیسانیدش و بعد هم بگذارید خشک شود. الکل برای خشک کردن قطعات داخلی گوشی بسیار موثر خواهد بود.
این روش شاید بیشتر قابل ادراک تر باشد! اما کارایی روش اول بیشتر است

یک_ برداشتن ابرو به مقدار کافی
دو_ کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار
سه_ بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا
چهار_ نگرفتنن ناخنهای انگشتان دست
پنج_ بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی
شش_ گوش دادن موسیقی بدون کلام
هفت_ نوشیدن نوشابه های انرزی زا
هشت_ اظهار
نه_ عدم تمایل به ازدواج
ده_ تظاهر به عصبی بودن
و...
میری تو یه وبلاگی می بینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادست!!!
یه فایل ZIP دانلود می کنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن
تو جستجوگر عکس گوگل تایپ میکنی کرگدن عکس خودت رو پیدا می کنه !
بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن
داری واسه استادت ایمیل ( التماس واسه نمره ) می زنی یهو کارتت تموم میشه
میری تو یه سایتی انقدر دنبال یه لینک می کنی تا آخرش مخت هنگ می کنه
سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت می کنی وقت جستجو میافته صفحه 400!!!
میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت LABAIK.COM بازه !!!!
سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی ( بدون DAP ) به 99% که میرسی یهو RESET میشی
رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ!
میگن هر کسی یه تعریفی از خوشبختی داره!!
راستی تا حالا فکر کردی حس خوشبختی چه حسی هست؟!!!
یه لحظه چشاتو ببند و تصور کن
یکی هست که خیلی دوسش داری ، حتی تک تک نفسهات به خاطر اونه...
توی خلوتت که هستی میخوای خاطره هاشو همیشه زنده و تازه نگه داری
بهش که فکر میکنی زمزمه هاشو توی گوش هات میشنوی
داره بهت میگه دوست داره ، داره بهت میگه همیشه همه جا باهات هس داره بهت میگه ...
گونه هات سرخ سرخ میشه انگار آتیش گرفتن اما دستات یخه یخه
اونوقت احساس میکنی دیگه پاهات رو زمین نیس
اونوقت احساس میکنی حتی کلاغ سر تیر برق هم قشنگ میخونه!!!
اونوقت احساس میکنی برای خندیدن بهانه ای لازم نداری
اونوقت احساس میکنی زندگی به همه بدیها و خوبیهاش می ارزه
اونوقت احساس میکنی عاشقی
اونوقت احساس میکنی که خوشبختی
اونوقت احساس میکنی که خوشبختی
اونوقت احساس میکنی که خوشبختی
من اینجوری بود که فهمیدم که چقدر دختر خوشبختی ام همون وقتی که زمزمه های آیهانم و تو تک تک لحظه های زندگیم شنیدم و با صدای اون هر لحظه به خاطر خوشبختیم سجده شکر کردم
آیهان عزیزم:
میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و یه شب مهتابی باشه
میخوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
امشب میخوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا ، خدا کنم
میخوام برات از آسمون یاس های خوشبو بچینم
امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیریم
اگه که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب میخوام رو آسمون عکس چشات و بکشم
اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم!!!
امشب میخوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا ، خدا کنم
میخوام شبا عکس تورو تو خوابه گلها ببینممیخوام تورو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
یه موقعی فکر نکنی دلم برات تنگ نمی شه
فکر نکنی اگه بری زندگی کم رنگ نمیشه
امشب میخوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا ، خدا کنم
2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
17.بوتیک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
بقیه حرفهام
اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟
ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند
مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .
اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .
سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .
سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !
سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !
سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .
برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .
روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !
وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .
معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .
مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند
خصوصیات دخترها و پسرها
خصوصيات دخترها: 1- تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر ۲- حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا ۱۰۰ تا دوست پسر دارن ۳- اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن ۴- نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن ۵- همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش) ۶- از ۷ تا ۳۰ سالگی ۳۲۰ تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نکرده
خصوصيت پسرها: 1. خوشگل تر از خودشون نمي تونن ببينن. 2. هر روزي كه باهاشون آشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن. 4روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت. 5. هر وقت دير مي كنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن. 6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب مي كنن.
خنگ !!!
اولين بار که ناسا فضانوردان خود رابه فضا فرستاد متوجه شد خودکارها درجايي که
جاذبه صفر نمي نويسند
براي مبارزه با اين مشکل دانشمندان ناسا يک دهه وقت صرف کردنند وبعد از خرج
شدن 12ميليارد دلار توانستند خودکاري بسازند که در جاذبه صفر در زير آب و بر تمام
تمام سطوح بجز شيشه مينوشت و جوهرش در منهاي 300 درجه سانتي گرادهم يخ نميزد
اما روسها در اين ميان راه حل بهتري پيدا کردند :
! از همان ابتدا با مداد مي نوشتند !
اين مهم نيست که مرگ کي و کجا به سراغتان مي آيد
مهم اين است که شما در آن زمان آنجا نباشيد !
چرا مایكروسافت ماشين نميسازه؟
در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه اخيرا برگزار شده بود بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشينهايي سوار ميشديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.
جنرال موتورز هم در جواب بيل گليتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشينهايي با اين مشخصات سوار ميشديم:
1- كيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما ميپرسيد: Are You sure?
2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف ميكرد!
3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي ميكردند شما بايد يك ماشين جديد ميخريديد!
4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز ميايستاد و شما چارهاي جز استارت مجدد restart نداشتيد!
5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down ميشد و استارت آن نيز ار كار ميافتاد. در اينگونه موارد چارهاي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!
6- فقط يك نفر از ماشين ميتوانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندليهاي بيشتري خريداري ميكرديد!
7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحتتر از ماشينهاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جادهها ميشد اين ماشينها را يافت!
8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض ميشدند!
9- صندليهاي جديد همه را مجبور ميكردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!
10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشههاي راهها ميكرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر ميشد!
11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه ميكرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد ميگرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!
12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را ميزدند!
افتخار کن که يک ايرانی هستی
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
به تو میرسم یقین تا به سینه ام قلب عاشقی هست
در این دشت بی کسی تا نشانه ای از شقایقی است
ندانم کجا
چگونه
ولی روزی عاشقانه
گل عشق ما ز نو
رویه شاخه ها میزند جوانه
![]()
![]()
![]()
مردان دوست دارند، برای فرزندان ، دوستان و اقوامشان یک قهرمان باشند، از کاستیهای آنان ، بااحتیاط و در زمان تنهایی صحبت کنید. هیچ وقت غرور آنها را جلوی دیگران خورد نکنید
راز دوم شناخت مردان
یادتان باشد ، مردها در مقابل فشار روانی ناشی از سقوط اقتصادی یا ورشکستگی از خانم ها ضعیف ترند و زودتر دچار عوارض و بیماری هایی مانند
سکته ی قلبی می شوند ، در چنین مواقعی از او حمایت کنید ، سرزنش فایده ای ندارد
راز سوم شناخت مردان
مردها دوست دارند شما ایمان داشته باشید ، که آنها همه ی کارها را مانند یک "مرد" انجام میدهند ، از قدیم و ندیم گفته اند که خانم ها هنر پیشه های خوبی هستند ، در این قسمت مورد بخصوص ، تظاهر مهم تر از ایمان قلبی است
راز چهارم شناخت مردان
هیچ مردی از زندگی در کنار همسری قرقرو ، احساس خشنودی و رضایت نمی کند ،
همیشه حد را نگه دارید
راز پنجم شناخت مردان
یکی از مهمترین نیازهای مردان ، اطمینان از این موضوع است ، که همسرشان به آنها افتخار می کند ، پول و قدرت همه چیز نیستند ،
شرافت ، اخلاق خوب ، سخت کوشی، امید ، وفاداری ، تسلیم نشدن در مقابل حوادث روزگار ، همه و همه قابل تحسین هستند ، بهانه ای برای تحسین کردن بیابید.
راز ششم شناخت مردان
مردان متولد فروردین رک و راست ، تند و آتشین مزاج و پر حرارت ، عاشق پیشه ف حادثه جو ، حسود ، پرتوقع و ریاست طلب هستند که دوست دارند رهبر و فرمانده باشند .
اگر در جستجوی یک مرد سربراه ، همیشه یکنواخت ، و صد درصد مطمئن و امن و امان هستید ، قبل از گفتن " بله " به مرد فروردین ، تمام فکرهای تان را بکنید . اما اگر طالب عشق و هیجان هستید ، او بهترین مرد دنیاست
راز هفتم شناخت مردان
اگر شوهرتان متولد اولین ماه سال است ، فقط و فقط وقتی به کمکش بروید که از شما مدد بخواهد . درست است که شما
همسرش هستید اما باید همیشه یکی دو قدم خود را از او عقب تر نگاه دارید
بقیه حرفهام
زنها عاشق این هستند که مطمئن باشند ، به انها فکر میکنید ، با یک تلفن و احوالپرسی کوتاه در میان روز مطمئن باشید ، بیش از انچه که فکر میکنید در رابطه ی خود اثر مثبتی خواهید گذاشت.
راز دوم شناخت زنان
چنانچه نامزد یا همسرتان این کتاب را به شما داده است ، معنایش این نیست که از دست شما شکایتی دارد یا مشکل اصلی شما هستید یا این که رابطه تان تا کنون خوب نبوده است ، او فقط می خواهد رابطه تان ادامه داشته باشد ، همه چیز بهتر از قبل باشد و ضمنا" با زبان بی زبانی می گوید ، خیلی دوستت دارم ، همیشه می توان قدری بهتر شدن روابطمان کاری بکنیم
راز سوم شناخت زنان
اگر مردی فکر می کند ، کنترل و انجام کارهای خانه و بچه داری کار سختی نیست ، بد نیست چند روزی را به این کار اختصاص دهد. به این ترتیب لااقل متوجه می شود ، که زن ها چه اعصاب پولادینی دارند و اگر روزهایی وجود دارند که آنها از همه چیز شکایت دارند ، دلیل اش چیست.
راز چهارم شناخت زنان
خیلی وقتها زن ها نیازی به شنیدن راه حل شما ندارند، آنها فقط نیاز به یک گوش شنوا دارند . پس زمانی که حرف می زنند و مشکل شان را مطرح می کنند ، فقط سراپا گوش باشید و اجازه بدهید ، حرف شان را تمام کنند . وقتی مردی گوش دادن را می آموزد و احساسات همسرش را به درستی تفسیر می کند ، رقراری ارتباط ساده تر می شود . گوش دادن هم همانند سایر هنرها به تمرین احتیاج دارد . هر روز که به خانه می روید ، از همسر خود بخواهید که برای شما چه طوری سپری کردن روز را توضیح دهد . این کار به شما کمک می کند که شنونده بهتری شوید .
راز پنجم شناخت زنان
زن ها دوست دارند برای حرف زدن شان ارزش قائل باشید و زمانی که با شما صحبت می کنند ، دست از روزنامه خواندن ، تلوزیون نگاه کردن یا جدول حل کردن بکشید و در چشم هایشان نگاه کنید
راز ششم شناخت زنان
زن ها همیشه دوست دارند و شاید بتوان گفت نیازمند به آن هستند که بدانند همسرشان به یاد او هست. باید به نوعی این نیاز آنها را برآورده کنید و هر از گاهی خاطرشان را از این بابت جمع کنید
راز هفتم شناخت زنان
زن متولد فروردین مثل مرد متولد این ماه کمی خواهان رهبری و پیشتازی است
ین فرصت را از او نگیرید تا همدلی بیشتری داشته باشید و مانع پیشرفت های او نیز نشوید
راز هشتم شناخت زنان
در آخر روز زن ها می خواهند که احساسات شان را درباره روزی که پشت سر گذاشته اند بروز دهند ،
سعی کنید در این هنگام شنونده ی خوبی باشید و با این مسئله به صورت منطقی برخورد کنید
راز نهم شناخت زنان
مرد اغلب به اشتباه تصور میکند که وقتی یکباره همه ی نیازهای عشقی همسرش را برآورده کرده و
او را راضی و خوشحال کرد ، از این پس زن باید بداند که همسرش او را دوست داشته و عاشق اوست . غافل از این که زن دائما" به این موضوع نیاز دارد که علاقمندی همسرش به وی یادآوری شودبقیه حرفهام
دوستان سلام این همون مطلب گم شده است که بالاخره پیدا شد
در ضمن من امروز آن شدم به هر وبلاگی رفتم نتونستم نظر بزارم
مخصوصا خیلی دلم میخواست تو پست جدید داداش مسلم اول شم و همچنین به داداش دیاکو یه سری بزنم حالشو بپرسم واز پرنده های مهربون سیمرغ و ققنوس به خاطر داستان تشکر کنم و....(وبلاگ حسنک باز فیلتر شده!
)
اما اشکال از بلاگفاست به بزرگی خودتون ببخشید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خوای خرافات مختلف رو بدونی؟

بقیه حرفهام
سلام دوستای خوبم
یه بازی هست بین بچه های وبلاگ نویس که هر کی پنج تا از آرزو هاشو میگه و بعد از پنج دوست دیگرش میخواد که اونا هم این کار رو تکرار کنن
چرخ فلک هم گردید و گردید تا اینکه قرعه به اسم ما افتاد و یسنا خانم گل گلاب آبجی خوشگلم اسم ما رو آورد که آرزو از خودمون بترکونیم!!
حالا با اجازتون من آرزو مینم فقط امیدوارم خدا با اشتیاق تمام این بازی بین بچه ها رو دنبال کنه و بر اساس مصلحتشون آرزوهای اونارو براورده کنه.
اولین آرزوم اینکه عاقبت من و ایهان خوشگلم به خیر و خوشی تموم شه . البته من از همون اولش هم توگلم رو به خدا کردم و مطمئنم هر پایانی برای این داستان ما خواست خدا بوده ولی واقعا آرزو میکنم که منو آیهان جون به هم برسیم . البته کلی با هم خوشبخت باشیم!!
حالا شما هم برای ما دعا کنین بد نیس.... یادتون نره ها دعا کنین باشه؟!![]()
![]()
بعد این آرزو بقیه آرزوهام به یه اندازه برام مهم هستند اما برای اینکه حساب کار از دستم در نره میشمارم![]()
دومین آرزوم اینکه بابا و مامانم همیشه از من راضی باشن و بهم افتخار کنن و از من به عنوان یه بچه صالح یاد کنن![]()
سومین ارزوم اینکه خودم انقدر پول داشته باشم که بتونم سالی چند نفر رو که آرزوی حج و جاهای زیارتی دارن رو به زیارت بفرستم
چهارمین آرزم اینکه بتونم سرپرستی یه بچه از بهزیستی رو به عهده بگیرم
البته می دونم که این کار کار خیلی سختی هست و هر کس لیاقت این کار و نداره اما دوست دارم حداقل دورادور مواظب یه دختر بچه یتیم باشم
پنجمین آرزوم اینکه بعد از مرگم دل اطرافیانم برام نسوزه و بدنم رو تمام و کمال اهدا کنن![]()
اما نوبت رسید به دوستان گلم که باید ازشون بخوام بیان و آرزو هاشون و با بقیه قسمت کنن
اولش میخواستم آیهان جون و بگم ولی چون شازده پسر تو نت مثل ستاره سهیل شده و شاید وقت نکنه برا این مساله یه پست تو وبش بذاره ازش خواهش میکنم اگه مایل بود تو قسمت نظرات این پست من آرزو کنه البته خوشگلم لطفا این کامنتت فارسی باشه!!
http://ayhan-mehr.blogfa.com
خوب سخته از بین همه دوستام فقط ۵ نفر رو انتخاب کنم اما چون همه بچه های کوچه با صفا (داداش مسلم ، وزیر اعظم حسن خان ، سیمرغ و ققنوس عزیز ، داداش مجتبی و یسنا عزیز ) همه نظر دادن و دیاکو هم که نمیدونم وقت داره یا نه پس از همسایه های دیگه خواهش میکنم
دوست خیلی خیلی خوب ومهربونم قطره باران از دیار مشهد مقدس
http://ghatre-baaraan.myblog.ir
دوم دوست و هم کلاسی عزیزم رویا خانم گل گلاب یا یه قول آیهان رویا با نمک(دوزلی رویا) http://royadelbigharar.blogfa.com
آرزو بکش کنار تا تو آپ کنی همه جون به لب شدیم ! میخوام از آقا رضا خواهش کنم تو شبستانشون آرزوهاشونو باما قسمت کنه http://shabestan-man.blogfa.com
چهارم از آقا مجید خواهش میکنم آپی در این مورد داشته باشه منم قول میدم بهتر در مورد پستاش نظر بدم تا دیگه با هم مشکلی نداشته باشیم! http://darbedarashegh.blogfa.com
و دوست خوبم همسفر ما رو با آرزوهاش همسفر کنه. http://yaser58sh.blogfa.com
همین طور که داشتم به مردم نگاه می کردم دیدم یک دختر آدامس فروش کوچولو آمد تو و رفت پشت یک میز نشست
برایم جالب بود پیشخدمتی که خیلی ادعای انسانیتش می شد به سمت آن دختر بچه یورش برد تا او را بیرون بیندازد
دختر بچه با اعتماد به نفس کامل به پیشخدمت گفت:پولش را می دهم و هیچ چیز مجانی نمی خواهم کمی پایش را تکان داد و در حالی که زیر نگاه سنگین بقیه بود به پیشخدمت گفت:یه بستنی میوه ای چند است؟ پیشخدمت با بی حوصلگی گفت:پنج دلار
دختر بچه دست کرد توی لباسش و پولهایش را بیرون آورد و شروع به شمردن پولهایش کرد.بعد دوباره گفت یک بستنی ساده چند است؟ پیشخدمت بی حوصله تر از دفعه ی قبل گفت:سه دلار
دختر آدامس فروش گفت:پس یک بستنی ساده بدهید پیشخدمت یک بستنی برایش آورد که فکر نمی کنم زیاد هم ساده بود!احتمالا مخلو طی از ته مانده ی بقیه ی بستنی ها دخترک بستنی را خورد و سه دلار به صندوق داد و رفت.
وقتی که پیشخدمت برای ظرف بستنی آمد دخترک کنار ظرف بستنی دو تا یک دلاری مچاله شده گذاشته بود برای انعام
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره

